در نقشه اولیه تخت جمشید جهت ورود به صفه بایستى
از سمت جنوب و از طریق پلکانى که در آن سمت ساخته شده بود گذشت. با تکمیل تچر
و آپادانا ، خشایارشا که طرح توسعه جدیدى در سر مىپروراند دستور داد که پلکان
جدیدى در سمت غربى صفه رو به دشت حاصلخیز و سرسبز مجاور ساخته شود.

پلکان ورودى تخت جمشید (غرب صفه)
با ساخت پلکان ورودى جدید و بسته شدن پلکان قدیم
مساحت بسیار زیادى در سمت جنوبى آپادانا و غرب خزانه آزاد و آماده ساخت و ساز شد و
این سطح همان مکانى است که بعد از آن تقریبا به طور کامل توسط خشایارشا ساخته شد.
پلکان جدید دو سویه بود و از هر سو با یک پاگرد
به سمت بالا برمى گردد. تعداد پله ها از هر سو در حال حاضر ۱۱۰ پله است. دیواره پلکان
از سنگ هاى صاف تشکیل شده که کنگره هاى زیادى بالاى دیوار آن را تزیین مىکند.
با ساخت پلکان جدید ، هر کسى که از پلکان بالا
مىآمد وقتى به روى صفه مىرسید در سمت شرقى ، یک فضاى باز منتهى به کوه را مشاهده
مىکرد که منظرهاى زیبا نبود. لذا خشایارشا دستور داد تا در فضاى ورودى بالاى
پلکان یک تالار ورودى ساختند. این بنا یک تالار مربع شکل است که طول اصلاع آن حدود
۲۵ متر است بنابراین مساحت کل بنا حدود ۶۲۵ مترمربع است. در فضاى داخلى تالار
چهارستون وجود داشته که سقف آن را همراه با دیوارها بر روى خود نگه مىداشته است.
در جبهه غربى و بر درگاه دو گاو بزرگ که سر و قسمتى از بدن آنها از دیوار بیرون
آمده بود به طرزى هنرمندانه ساخته شد. در جبهه شرقى نیز دو موجود با بدن گاو ، سر انسان و بال
عقاب با همان عظمت ساخته شد. این که آیا درگاه جنوبى نیز چنین ساختارى داشته یا نه
مشخص نیست. چون در این سمت
بنا به طور کامل تخریب شده است. با توضیحات فوق مشخص است که این بنا سه دروازه
داشته است که در سه جهت غربى ، شرقى و جنوبى آن قرار داشته است و در سمت شمالى نیز
دیوارى به بلنداى تقریبى ۱۷ متر هم ارز ستون ها تا به سقف ساخته شده بود.

درگاه شرقى دروازه ملل
در حال حاضر چهار کتیبه بر چهار دیواره
باقیمانده درگاههاى غربى و شرقى دیده مىشود که به سه زبان پارسى باستان ، عیلامى
(ایلامى) و بابلى
نوشته شده و در آن خشایارشا خود نام « دروازه همه سرزمین » را به این مکان داده است.
«…خشایارشا شاه گوید : به خواست
اهورمزدا این دروازه همه سرزمین را من ساختم…
عبارتى را که خشایارشا در اینجا به کار برده است
به لفظ پارسى باستان « دوورثیم ویس دهیوم » مىباشد که در واقع باید آن را « دروازه همه کشور (سرزمین) » معنى کرد. چون واژه
« دهیوم » به معنى سرزمین و کشور است و نکته مهم آن که مفرد است و به معنى «
یک کشور ، یک سرزمین » و جمع نیست اما امروزه آن را دروازه ملل مىگویند که حقیقتا
ترجمه اصلى عبارت نیست. معناى واقعى واژه در واقع به هدف اصلى ساخت تخت
جمشید که نمونهاى کوچک از سرزمین پهناور قلمرو هخامنشیان بود نزدیک تر است.
از آنجا که هم داریوش و هم خشایارشا ، به طور سمبلیک تخت جمشید را یک ایران کوچک مىدانستند
لذا خشایارشا دروازه تازه ساخت خود را که ورودى تخت جمشید بود به نام « دروازه همه
کشور » یا « دروازه تمام سرزمین پارس » نامید.
با ساخت این دروازه هم یک نماد زیبا به نام تمام
سرزمین پارس _ ایران _ و هم نماى زیبایى در چشم تازه واردین به وجود آمد. اما یک مشکل
تازه نیز به وجود آمد و آن این که حال واردین به تخت جمشید وقتى از سمت جنوبى
دروازه همه سرزمین به سوى آپادانا مىآمدند ، دیواره ایوان شمالى آپادانا سطحى صاف
و ساده داشت. بنابراین خشایارشا دستور داد که نقش هاى ایوان شرقى _ اصطلاحا هدیه
آورندگان _ را بر روى ایوان شمالى نیز حجارى کردند و بنابراین نماى شمالى
آپادانا نیز از صورت ساده خود بیرون آمد. گرچه که به علت شتاب در این عمل زیبایى
تصاویر جدید در حد و اندازه نقش هاى ایوان شرقى نبود و البته خود این کار تا حد
زیادى از کاربرى اصلى آپادانا کاست.


منبع:کتاب تحلیلی تاریخی ساخت تخت جمشید-نوشته:محمد کاظم توانگر زمین
برچسبها:
تخت جمشید