تبليغاتX
ایــــــــران مـــــــــــــا
 
سلام
 از این که به وبلاگ من اومدید ممنونم

من مطالب رو هفت، هشت روز توی صفحه اصلی می‌ذارم. بعد با توجه به موضوعشون توی آرشیو می‌ذارمشون
. پس،از قسمت "موضوع مطالب" یا "آرشیو ماهانه" یا "آخرین مطالب" به این مطالب هم یه نگاهی کنید

ازتون خواهش می‌کنم توی نظرسنجی شرکت کنید
و برای بهتر شدن وبلاگ نظر بدید


یه خواهشم دارم و اون اینه که به آدرس هایی که توی دو تا مطلبی که با عنوان های "از حق ایران در سازمان ملل دفاع کنید" و "از حق ایران در گوگل دفاع کنید" در بخش "آخرین مطالب" هستند یه سر بزنید و کمک کنید تا "عید باستانی نوروز" و "خلیج همیشه فارس" ایرانی بمونن

هر کی دوست داره لینکش کنم بم بگه ،به قول یه نفر، حتی اگه استقلالی باشه

کپی کردن و هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ به همه توصیه میشه

+ نوشته شده دردوشنبه 28 آذر1390 ساعت: 21:15‌‌‌ توسط احسان ™
چغازنبیل-قسمت دوم-بزرگترین اثر معماری عیلامی

چُغازَنبیل نیایشگاهی است باستانی که در زمان عیلامیها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده است. چغازنبیل بخش به‌جا مانده از شهر دوراونتش است.
این سازه در ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو جای‌ گرفت.
چغازنبیل در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان جای ‌گرفته ‌است. این سازه در ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش در طول جغرافیایی ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه و پهنای جغرافیایی ۳۲ دقیقه می‌باشد.

این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، ساخته شده است.
مکان جغرافیایی زیگورات (معبد هرمی‌شکل چند طبقه) چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت تپه می‌باشد. (در محور اصلی شوش به اهواز) بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده است.


«چغازنبیل»
که نام باستانی این بنا بشمار می‌آید، واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه چُغا (به معنای تپه در زبان لری) و زنبیل است که اشاره ای است به مکان معبد که سابقا تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند. این مکان نزد باستانشناسان به دوراونتَش معروف است که به معنای دژِ اونتش است. اونتاش گال پادشاه عیلامی است که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده است. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شده است و مرتفع‌ترین بخش آن است.

 بلندی آغازین این بنا ۵۲ متر در قالب ۵ طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها دو طبقه و نیم از آن باقی مانده است. مسیر دستیابی به چغازنبیل از طریق جاده اهواز به شوش است اما مکان آن دقیقاً بین شوشتر و شوش و جنوب شهر دزفول در کناره رود دز قرار دارد و این خود حکایت از این دارد که در زمان ایجاد زیگورات شهرهای دزفول (روناش) و شوش و شوشتر هر سه وجود داشته‌اند. این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش (حدود ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شده است. و در حمله سپاه خونریز آشور بانیپال به همراه تمدن عیلامی‌ ویران گردید. قرنهای متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده است.
بناهای شهر از خشت و آجر ساخته شده‌اند و با وجود قدمت بسیار هنوز بخش زیادی از آنها بر جای مانده‌اند. در نمای بناهای موجود در محوطه چغازنبیل آجرهای كتیبه‌داری با خطوط میخی ایلامی ‌و اَكَدی به كار رفته‌اند. این آجرها روی بدنه‌های ذیقورات به فاصله هر ده رج تكرار ‌شده است. در این آجرها نام و نسب شاه سازنده بنا ذكر شده و در آن مشخص شده كه این بنا چگونه و به چه منظوری ساخته شده است. به این ترتیب هزاران آجر ساده و کتیبه‌دار بناهای شهر را تزیین می‌کرده‌اند. علاوه بر این از آجرهای لعابدار، ملات قیر طبیعی، اندودهای گچی و گل میخ‌های سفالین استفاده زیادی شده است.
درهای معابد و كاخ‌ها از چوب بوده كه با میله‌های شیشه‌یی تزیین می‌شده‌اند. طی حفاری‌های به عمل آمده قطعاتی از مجسمه‌های سفالین و لعابدار گاوهای نر که از دروازه‌های ورودی بنای ذیقورات محافظت می‌نمودند، به دست آمده‌اند. ظروف مختلف سفالی و سنگی، مهرهای استوانه‌یی، اشیای فلزی، پیکرک‌های سفالین و اشیای تزیینی از جمله دیگر آثار به دست آمده از این محوطه است.

 

چغازنبیل جزوه معدود بناهای ایرانی است که در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. ضمناً در بعضی از کتب تاریخی نام قدیمی ‌شوش، چغازنبیل نامیده شده است.

 


برچسب‌ها: زیگورات چغازنبیل
+ نوشته شده درپنجشنبه 3 فروردین1391 ساعت: 14:8‌‌‌ توسط احسان ™
عید نوزروز مبارک
دلـت شـاد و لـبت خندان بماند
بـرایـت عـمــر جاویـدان بماند
 
خدا را می‌دهم سوگند برعشق
هـر آن خواهی برایت آن بماند
 
بـه پـایت ثـروتی افزون بریزد
کـه چـشم دشمنت حیران بماند
 
تـنت سالم، سرایت سبز باشد
برایت زندگـی آسـان بــمــاند
 
تمام فـصـل سـالـت عید باشد
چراغ خانه ات روشن بمـاند



+ نوشته شده دردوشنبه 29 اسفند1390 ساعت: 18:36‌‌‌ توسط احسان ™
چهارشنبه‌سوري
چهارشنبه‌سوري يکي از مراسم ديرپاي استقبال از عيد نوروز و بهار است که با تغييراتي هنوز اجرا مي‌گردد. در گذشته مردمان آتش را نماد روشني، طراوت و سازندگي مي‌دانستند و به همين دليل در غروب آخرين سه‌شنبه اسفند ماه با بوته‌افروزي و پريدن از روي آن با تاريکي و زمستان وداع مي‌کردند و به نوروز و بهار خوش آمد مي‌گفتند و با اجراي مراسمي مانند آب‌پاشي به يکديگر يا پريدن از روي نهر آب، پاکي و شادابي طبيعت را به سوي خود فرا مي‌خواندند. چهارشنبه‌سوري مجموعه‌اي از آيين‌هاي گوناگون است؛ تفأل زدن، اسپند دود کردن، قاشق‌زني و شال‌اندازي در کنار ساير مراسم به اين جشن حال و هواي با طراوتي مي‌بخشد. امروزه برخي از اين مراسم کم رنگ شده و مانند سابق اجرا نمي‌شود.

آیین چهارشنبه‌سوری در سراسر خاک ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی جلوه‌هاي متفاوتي پيدا کرده است. در گذشته برخی از این آداب و رسوم در تمامی مناطق به شکل یکسان اجرا می‌شد و برخی نیز مختص همان منطقه بود. آداب تقريباً متداول این جشن عبارت بود از خانه‌تکانی، پوشیدن لباس نو، آتش‌افروزی، شال‌اندازی، کجاوه‌بازی، آب‌پاشی و آب‌بازی، کوزه‌شکنی، بخت‌گشایی و گره‌گشایی، فال گیری (فال گوشی، فال‌ کوزه)، قاشق‌زنی یا ملاقه‌زنی، خوردن آجیل، پختن انواع غذاهای مخصوص این روز، زیارت اهل قبور و امام‌زادگان و خیرات برای اموات. هدف برپایی تمامی این رسوم چیزی نبود جز آرزوی سعادت، نیک بختی، رفاه، آسایش و شادمانی که همواره مطلوب انسان به شمار مي‌رود.

منبع : برگرفته از مقاله «آيين‌ها و مراسم چهارشنبه‌سوری در فرهنگ عامه»، شهرزاد دوستی، فصلنامه فرهنگ مردم ایران شماره 15، واحد فرهنگ مردم مركز تحقيقات صدا و سيما

+ نوشته شده درسه شنبه 23 اسفند1390 ساعت: 0:17‌‌‌ توسط احسان ™
تخت جمشید-قسمت چهارم-کاخ آپادانا

کاخ آپادانا یا کاخ  بار داریوشو خشایارشا یکی از کاخ‌های اندرونی تخت جمشید است. این کاخ مشتمل است بر یک تالار چهارگوش مرکزی با 36ستون و سه ایوان در جهت‌های شمال، شرق و غرب (هر یک با 12 ستون) و چهار برج در چهار گوشه بیرونی تالار و یک رشته اتاق نگهبانی که در جنوب آن قرار دارند. بنای کاخ آپادانا به دست داریوش بزرگ آغاز شد و در زمان خشایارشا به تکمیل گردید. سطح این کاخ حدود سه متر از کف حیاط آپادانا و کف دروازه همه کشورها(دروازه ملل) بلندتر ساخته شده‌است.

کاخ آپادانای تخت‌جمشید، در بیشتر قسمت‌ها متکی بر سنگ تنه کوه‌است. برای رفتن به درون این کاخ دو پلکان دو طرفی، یکی در سمت شمال چسبیده به ایوان شمالی و یکی در سمت مشرق و متصل به ایوان شرقی درست کرده‌اند. دیوارهای این پلکان‌ها و پیش بست‌شان مزین به نقوش و کتیبه‌های باشکوهی است. از 72 ستونی که روزی سقف آپادانا و ایوان‌هایش را برپا می‌داشته‌اند، امروز تنها 14 عدد برپا است که یکی از آنها (در شمال شرقی ایوان شرق) بازسازی شده‌است. اما بنا بر روایات گردشگران اروپایی و نگاره‌هایی که از تخت‌جمشید کشیده‌اند می‌توان استنباط کرد که در سال 1619 میلادی هنوز 20 ستون برپا بوده‌است و این تعداد در سالهای 1627 میلادی به 19، در 1677 میلادی به 18، در 1694 میلادی به 17، در1787 میلادی به 15 و در سال 1841 میلادی به 13 عدد کاهش یافته که از آن تاریخ به بعد، دیگر ستونی فرو نیفتاده‌است.

بنا بر نظرات باستان‌شناسان و گردشگران بزرگترین و با شکوه‌ترین کاخ داریوش آپادانا بوده‌است که بنایش درحدود 515 پیش از میلاد آغاز شد و تکمیل آن سی سال به طول انجامید، تالار مرکزی آپادانا مربع شکل (60/5متر در 60/5) است و 6 ردیف ستون 6 تایی سقف آن را با بلندایی بیش از 20 متر نگهداری می‌کرده‌است. مجموع ستون‌های سه ایوان آپادانا 36 به علاوه ستون‌های تالار72 عدد بوده و همین وضع در کاخ آپادانای داریوش در شوش هم مشاهده می‌شود. بزرگی تالار مرکزی آپادانا آن مقدار بوده‌است که گنجایش پذیرایی از 10000 میهمان را داشته‌ باشد. ستون‌های تالار مرکزی آپادانا در بلندا و طرح درست مانند ستون‌های ایوان شمالی است، یعنی هر ستون مرکب است از سرستون گاو دوسر و گل و بوته زیر آن و ساقه استوانه‌ای شیاردار و فقط شکل زیر ستون آنها با هم فرق دارد، یعنی به جای اینکه زنگوله‌ایی باشد، متشکل از دو قطعه سنگ مکعبی شکل است، که سنگ کوچکتر برفراز سنگ بزرگ‌تر (جمعاً به ارتفاع 155 سانتی‌متر) استوار شده‌است. سقف وسیع و سنگین تالار بر روی الوارهای سنگین، از چوب سدر و یا سرو، استوار بوده و برای آنکه باران، بام را خراب نکند، درون دیوارهای خشتی، راه‌آبهای قائم با آجر و ملاط قیر ساخته‌اند که آب باران را به مجاری زیرزمینی، که از زیر آپادانا می‌گذشته، میرسانیده‌است. دیوارهای تالار مرکزی آپادانا همه به پهنای 5/32 متر و از خشت خام بوده‌است. خشت‌ها را به اندازة 33 در 33 و با ضخامت 13 سانتی‌متر ساخته و با ملاط گل و آهک بهم چسبانیده‌اند، روی دیوارها لایه‌ایی از گل و گچ، به پهنای 5 سانتی‌متر و روی آن را با لایه‌ایی از گچ سبز خاکستری رنگ پوشانده‌اند. رنگ دیوارهای کاخ‌ها در همه‌ جا چنین بوده و در همه قسمت‌های آپادانا کف را با ملاط گچ و گل، به ضخامت 3 تا 5 سانتی‌متر اندوده و روی آن را با فرشی از گچ سبز خاکستری پوشانده بوده‌اند.به سیله دو درگاه قرینه، تالار مرکزی آپادانا به ایوان‌های غربی و شرقی می‌پیوسته‌است. دیوارهای این قسمت از خشت و آجر بوده‌اند. کف درگاه‌های دوگانه‌ای که در دیوار شمالی قرار داشته ورودی‌های اصلی کاخ محسوب می‌شده‌اند و قسمتی از دیوارهای‌شان از سنگ بوده‌است. در اینجا اثری از نقوش برجسته نیافته‌اند. درها را که در حدود 15 متر بلندی داشته، به احتمال زیاد بصورت دو لنگه و مجهز به درهای کوچک‌تر می‌ساخته‌اند. جنس آنها احتمالاً از چوب سرو یا سدر بوده و روی‌شان را روکشی از زر می‌پوشانده‌است.

 



برچسب‌ها: تخت جمشید ادامه مطلب ...
+ نوشته شده درشنبه 15 بهمن1390 ساعت: 14:11‌‌‌ توسط احسان ™
تخت جمشید-قسمت سوم-دروازه ملل

در نقشه اولیه تخت جمشید جهت ورود به صفه بایستى از سمت جنوب و از طریق پلکانى که در آن سمت ساخته شده بود گذشت. با تکمیل تچر و آپادانا ، خشایارشا که طرح توسعه جدیدى در سر مى‌پروراند دستور داد که پلکان جدیدى در سمت غربى صفه رو به دشت حاصلخیز و سرسبز مجاور ساخته شود.

پلکان ورودى تخت جمشید (غرب صفه)

با ساخت پلکان ورودى جدید و بسته شدن پلکان قدیم مساحت بسیار زیادى در سمت جنوبى آپادانا و غرب خزانه آزاد و آماده ساخت و ساز شد و این سطح همان مکانى است که بعد از آن تقریبا به طور کامل توسط خشایارشا ساخته شد.

پلکان جدید دو سویه بود و از هر سو با یک پاگرد به سمت بالا برمى ‌گردد. تعداد پله ها از هر سو در حال حاضر ۱۱۰ پله است. دیواره پلکان از سنگ هاى صاف تشکیل شده که کنگره هاى زیادى بالاى دیوار آن را تزیین مى‌کند.

با ساخت پلکان جدید ، هر کسى که از پلکان بالا مى‌آمد وقتى به روى صفه مى‌رسید در سمت شرقى ، یک فضاى باز منتهى به کوه را مشاهده مى‌کرد که منظره‌اى زیبا نبود. لذا خشایارشا دستور داد تا در فضاى ورودى بالاى پلکان یک تالار ورودى ساختند. این بنا یک تالار مربع شکل است که طول اصلاع آن حدود ۲۵ متر است بنابراین مساحت کل بنا حدود ۶۲۵ مترمربع است. در فضاى داخلى تالار چهارستون وجود داشته که سقف آن را همراه با دیوارها بر روى خود نگه مى‌داشته است. در جبهه غربى و بر درگاه دو گاو بزرگ که سر و قسمتى از بدن آنها از دیوار بیرون آمده  بود به طرزى هنرمندانه ساخته شد. در جبهه شرقى نیز دو موجود با بدن گاو ، سر انسان و بال عقاب با همان عظمت ساخته شد. این که آیا درگاه جنوبى نیز چنین ساختارى داشته یا نه مشخص نیست. چون در این سمت بنا به طور کامل تخریب شده است. با توضیحات فوق مشخص است که این بنا سه دروازه داشته است که در سه جهت غربى ، شرقى و جنوبى آن قرار داشته است و در سمت شمالى نیز دیوارى به بلنداى تقریبى ۱۷ متر هم ارز ستون ها تا به سقف ساخته شده بود.

دروازه ملل

درگاه شرقى دروازه ملل

در حال حاضر چهار  کتیبه بر چهار دیواره باقیمانده درگاه‌هاى غربى و شرقى دیده مى‌شود که به سه زبان پارسى باستان ، عیلامى (ایلامى) و بابلى نوشته شده و در آن خشایارشا خود نام « دروازه همه سرزمین » را به این مکان داده است.
«…
خشایارشا شاه گوید : به خواست اهورمزدا این دروازه همه سرزمین را من ساختم

عبارتى را که خشایارشا در اینجا به کار برده است به لفظ پارسى باستان « دوورثیم ویس دهیوم » مى‌باشد که در واقع باید آن را « دروازه همه کشور (سرزمین) » معنى کرد. چون واژه « دهیوم »  به معنى سرزمین و کشور است و نکته مهم آن که مفرد است و به معنى « یک کشور ، یک سرزمین » و جمع نیست اما امروزه آن را دروازه ملل مى‌گویند که حقیقتا ترجمه اصلى عبارت نیست. معناى واقعى واژه در واقع به هدف اصلى ساخت تخت جمشید  که نمونه‌اى کوچک از سرزمین پهناور قلمرو هخامنشیان بود نزدیک تر است. از آنجا که هم داریوش و هم خشایارشا ، به طور سمبلیک تخت جمشید را یک ایران کوچک مى‌دانستند لذا خشایارشا دروازه تازه ساخت خود را که ورودى تخت جمشید بود به نام « دروازه همه کشور » یا « دروازه تمام سرزمین پارس » نامید.

با ساخت این دروازه هم یک نماد زیبا به نام تمام سرزمین پارس _ ایران _ و هم نماى زیبایى در چشم تازه واردین به وجود آمد. اما یک مشکل تازه نیز به وجود آمد و آن این که حال واردین به تخت جمشید وقتى از سمت جنوبى دروازه همه سرزمین به سوى آپادانا مى‌آمدند ، دیواره ایوان شمالى آپادانا سطحى صاف و ساده داشت. بنابراین خشایارشا دستور داد که نقش هاى ایوان شرقى _ اصطلاحا هدیه آورندگان _ را بر روى ایوان شمالى نیز حجارى کردند و بنابراین نماى شمالى آپادانا نیز از صورت ساده خود بیرون آمد. گرچه که به علت شتاب در این عمل زیبایى تصاویر جدید در حد و اندازه نقش هاى ایوان شرقى نبود و البته خود این کار تا حد زیادى از کاربرى اصلى آپادانا کاست. 

منبع:کتاب تحلیلی تاریخی ساخت تخت جمشید-نوشته:محمد کاظم توانگر زمین

 


برچسب‌ها: تخت جمشید
+ نوشته شده دردوشنبه 10 بهمن1390 ساعت: 15:58‌‌‌ توسط احسان ™
درباره وبلاگ

این وبلاگ برای اینه که یادمون بیاد ما ایرانیا چند هزار سال پیش چه تمدنی داشتیم،چه کشوری داشتیم و چه فرهنگی داشتیم و به سوی اونها حرکت کنیم تا دوباره توی جهان حرف اول و آخر ما ها باشیم.
آرشيو ماهانه
موضوع مطالب
وبلاگ هاي تاريخي
وبلاگ هاي غير تاريخي
آخرين مطالب
 

mouse code


مترجم سایت

مترجم سایت